پنجشنبه ۱٥ آذر ،۱۳۸٦

رشتیه واسه اینکه به بچه محلاش ضد حال بزنه میره زن ایدزی میگیره!!!

------------------------------

به رشتیه میگن چرا دو تا زن گرفتی؟ میگه شاید یه شب مهمون اومد خونمون!!!!!

-----------------------------

رشتیه میره خواستگاری بابای دختره بهش میگه خونه داری؟ میگه بچه ها گفتن تو زن بگیر خونه خالیش با ما  !!!!!

نوشته شده توسط فرهاد در ٢:٥٥ ‎ق.ظ با موضوع: عمومی | لينک ثابتپيام هاي ديگران ()

پنجشنبه ۱٥ آذر ،۱۳۸٦

ترکه ميخواسته هواپيما دزدي کنه.ميره به خلبانه ميگه برو لندن يارو ميگه نميرم.ترکه ميگه خب برو دبي.يارو ميگه نميرم.ترکه ميگه پس برو اردبيل يارو ميگه نميرم.بعد ترکه بابا حد اقل بده يه بوق بزنيم!!! 

------------------------------- 

تركه زنگ ميزنه 118 ميگه يه 110 بفرستين بقيه اش رو هم آدامس بدين

 ------------------------------

ترکه تو دسشویی نشسته بوده یهو برق میره . میگه ای بابا دوباره باید از حفظ برینیم!!!!!!!!

-----------------------------------

تركه خالي ميبنده كه 10 بار رفته چين دوستاش بهش ميگن يه خيابون تو چبن اسم ببر ميگه شهيد بروسلي!!!!! 

----------------------------------- 

به ترکه میگن: از مسافرت چی آوردی؟ ترکه میگه: تشریف  !!!!! 

----------------------------------- 

ترکه میره خواستگاری میگن مهریه دختر ما 100000000000 تومنه

ترکه میگه: چه خبره مگه شبی چند حساب کردی !!!!

-----------------------------

 به یه ترکه میگن 300 تا پستاندار نام ببر میگه دبیرستان دخترانه

-------------------------------

 

نوشته شده توسط فرهاد در ٢:٥٥ ‎ق.ظ با موضوع: عمومی | لينک ثابتپيام هاي ديگران ()

پنجشنبه ۱٥ آذر ،۱۳۸٦

ترکه خوش تیپ میکنه یه دختره می بیندش بهش میگه : بخورمت ترکه بهش میگه: این گه خوریا به تو نیومده

------------------------------------------

یه روز ترکها با لرها دعوا می افتن ترکها آجر میندازن لرها با سر میزنن تو دروازه .

----------------------------------

به ترکه میگن علی یارت میگه یاره خودتون تیم ما تکمیله

----------------------------------------

ترکه میخواسته زنشو بکشه تو غذاش چاقو میریزه

-----------------------------------------

تركه به دختره ميگه بوس ميدي؟ ميگه نه! تركه ميگه به جهنم بخاطر خودت گفتم من  که خودم زن دارم

-----------------------------------------

ترکه تو اتوبوس میگوزه همه میخندن میگه اگه میدونستم اینقدر خوشحال میشین میریدم واستون

----------------------------------------

به یه ترکه میگن جسم شفاف رو تعریف کن میگه جسمی که بشه از این طرف اون طرفشو ببینی. میگن باریک الله یه مثال بزن؟ میگه نردبون!!!

---------------------------------------

تركه خودشو ميزنه به كوچة علي چپ، گم ميشه

---------------------------------

يه روز يه ترکه ميره مهموني، صاحبخونه يه سگ داشت که اسمش جو بوده. سگه ميره زير صندلي ترکه ميشينه. يهو ترکه بد جوري گوزش ميگيره. با خودش فکر ميکنه که اگه بگوزه، صاحبخونه فکر ميکنه که جو گوزيده. ترکه يه کم از گوزشو ول ميکنه، صاحبخونه سريع به جو گفت: جو برو تو حياط. ولي جو تکون نخورد. ترکه که خيالش راحت شده بود که مي‌افته گردن جو با خيال راحت تمام گوزشو ول کرد. صاحبخونه يهو داد زد: جو، حتما ميخواي اين آقا رو سرت برينه ..!!!!! 

-----------------------------------------------

یک روز یه فارسه میره پیشه خدا میگه : خدایا چیکار کنم که از ترکا خر تر باشم.. خدا میگه: برو تو بیابون شنا کن.... میره تو بیابون شنا میکنه 1دفعه میبینه 1ترکه با قایق موتوری میاد کمکش! 

 

نوشته شده توسط فرهاد در ٢:٥٤ ‎ق.ظ با موضوع: عمومی | لينک ثابتپيام هاي ديگران ()

پنجشنبه ۱٥ آذر ،۱۳۸٦

يه روز آشغالی مياد دم درخونه ترکه ميگه آقا آشغال داريد؟ ترکه داد ميزنه تو خونه خانم آشگال داريم؟ زنش ميگه آره آره داريم....!!!! ترکه ميگه آره خودمون داريم، نميخايم!

-------------------------------

ترکه از يه نفر غريبه مي پرسه: ببخشين آقا من شرمندم، روم به ديوار، گلاب به روتون، گل به روتون، من بميرم که اين سؤالو مي پرسم ... طرف مي گه اشکالي نداره بابا، بپرس؟ ترکه مي گه: ببخشيد، اسمتون چيه؟ طرف عصباني مي شه و مي گه: والا اين جور که شما مي گين: گه !!!!

---------------------------------------

تركه سوار تاكسي بوده ... بعد از مدتي يكي پياده ميشه و درو محكم ميبنده ... راننده ميگه : الاغ بي شعور ... يه كمي جلوتر يه نفر ديگه پياده ميشه و باز در و محكم ميبنده و بازم راننده ميگه : الاغ بي شعور ... خلاصه نوبت به تركه ميرسه و تركه هم با دقت در و آهسته ميبنده ميبينه راننده داره نگاش ميكنه به راننده ميگه : چيه ... الاغ باشعور نديدي

-----------------------------------------

ترکه شورتش سوراخ بوده ميره استخر غرق ميشه !!!!!

-------------------------------------------

به تركه ميگن: به نظر شما اسطوره مقاومت كيه؟ ميگه: مرغ! ميگن چرا؟ ميگه: تا حالا روي تخم خودت نشستي؟

--------------------------------------------

ترکه راننده تاکسی بوده میره چند نفر رو سوار میکنه مسافرها میبینن  راننده ترکه میگن بدیم دستش یه نوار ویدیو میدن بهش میگن اینو بزار گوش کنیم ترکه میگه فکر می کنید من خرم این نوارها مال ماشین بزرگاس !!!!!

--------------------------------------------

ترکه میره راه پیمایی میبینه شلوغه بر میگرده !!!!!!

--------------------------------------------

ترکه میرسه به یه دختر خوشگل میگه ببخشید خانم شما رو مادرتون زاییده ؟ دختره میگه مگه شما رو مادرتون نزاییده ترکه میگه خب در مقابل شما نه ریده !!!!

-------------------------------------------
نوشته شده توسط فرهاد در ٢:٥٢ ‎ق.ظ با موضوع: عمومی | لينک ثابتپيام هاي ديگران ()

پنجشنبه ۱٥ آذر ،۱۳۸٦

قزوینیه میره بیمارستان یه بچه رو تو الکل میبینه میگه خانم ببخشید این کون ترشی ها چند؟؟

----------------------------------

می دونید به  قزوینی ها به فرمانده چی می گن : ارباب حلقه ها ---------------------------------

 به قول قزمینیا از دو تا چیز نمیشه گذشت : ۱. نونی که تازه از تنور در اومده.۲.کونی که تازه از حموم اومده.

-------------------------------------

یه بچه تو قزوین گم میشه پلیس اعلام  میکنه از یابنده تقاضا میشه امشب که هیچی فردا بچه رو به ما بدهد که ما پس فردا تحویل بدیم به خانوادش.

---------------------------

جوایز قرعه کشی بانک تجارت شعبه قزوین

نفر سوم : ۱ کودک

نفر دوم : ۲ کودک

نفر اول : کلید طلایی یک مهد کودک

-------------------------------

قزوینیه هفت جلد مثنوی می نویسه به اسم خسرو و فرهاد

 

نوشته شده توسط فرهاد در ٢:٥٠ ‎ق.ظ با موضوع: عمومی | لينک ثابتپيام هاي ديگران ()

پنجشنبه ۱٥ آذر ،۱۳۸٦

فيلمهاي برگزيده جشنواره قزوين: 1: دمر شدگان .2: من کامبيز 14 سال دارم 

------------------------------------

یه روز یه ترکه میره قزوین تو یکی از خیابوناش میگوزه آقا قزوینیا میفتن دنبالش ترکه هی این کوچه به اون کوچه اخر سر شاکی میشه میگه چی میخواین؟ قزوینیا میگن بوق زدی باید سوار کنی

-----------------------------------

قزوینیه زنگ مخی زنه به دوست دخترش میگه من بیام پیشت .دوست دخترش میگه بیا ولی کاری نمی تونی بکنیا....قزوینیه میگه چطور مگه پریودی ؟دختره می گه نه ولی بد جوری

!!!!!!........اسهالم

-----------------------------------

قزوینیه به کون یه پسره دست می زنه .یارو هول میشه می گوزه !! قزوینیه یه نگاه می کنه میگه : خدا وکیلی همچین مالی بایدم دزد گیر داشته باشه

---------------------------------

آخومده قزوینی میره تو یه دبستان پسرانه برای سخنرانی 

یهو یه پسر مامانو می بینه  بهش میگه عزیزم تو که کون به این خوشکلی داری چرا نماز نمی خونی ؟؟؟؟

-------------------------------------

اگه توی قزوین با یه قزوینی قوی هیکل تو یه کوچه ی بن بست گیر کردی سه راه بیشتر

:نداری

از خجالت آب بشی بری توی زمین

از ترس دود بشی بری توی هوا

دستات رو بزنی به دیوار و توکل کنی بر خدا 

----------------------------------

شهرداری قزوین توی پارکها تابلو زده و روش نوشته لطفا گل بچینید

نوشته شده توسط فرهاد در ٢:٤۸ ‎ق.ظ با موضوع: عمومی | لينک ثابتپيام هاي ديگران ()

پنجشنبه ۱٥ آذر ،۱۳۸٦
این وبلاگ متعلق به فرهاد می باشد
نوشته شده توسط فرهاد در ٢:۳٥ ‎ق.ظ با موضوع: عمومی | لينک ثابتپيام هاي ديگران ()